اینجا ما خاطرات طنز و شیطونیای مدرسه و دانشگاهمون و یه سری چیزای طنز با همین موضوعات رو می نویسیم.
اولین جلسه ای که زیست داشتیم هانیه یه مقداری حرف میزد بخاطر همین خانوم هاشمی نژاد بهش گف بیا جلو پیش خودم بشین هانیه جون دلم برات تنگ میشه ![]()
اون جلسه رو هانیه در جوار معلم سر کرد...
جلسه ی دوم از خانوم هاشمی نژاد اجازه گرفت که میتونه بره سر جاش یا نه؟
اونم گفت آره میتونی بری... هانیه از پارسال تا الآن واقعن خیلی بهتر شدی... همینجوری که پیش بری ما میتونیم رو تو به عنوان یکی از مسئولین خودمون حساب کنیم
بچه ها گفتن کی؟ هانیـــــه؟ ![]()
خانوم هاشمی نژاد گفت آره مگه چیه؟ رییس جمهوری وزیری... حداقل نماینده مجلسی ![]()
بچه ها داشتن با حرفاشون نشون میدادن که هانیه صلاحیت این مقاما رو نداره... خانوم هاشمی نژاد گفت حداقل اگه نتونست خود اینا بشه به عنوان یدک که میتونه باشه که... مثلن خانوم نماینده... خانوم وزیر... خانوم رییس جمهور ![]()
هانیه بعد از این که خنده ی بچه ها رو دید و بعد از یه مدت زمان تقریبن طولانی منظور معلمو گرفت گف نـــــه خانـــــوم من میخوام درس بخونم
- خب درس خوندن که به جاش ولی هدف آدم که فقط درس خوندن نمیشه که...
- نه خانوم من هدفم درس خوندنه میخوام درسمو تموم کنم
- خب درست هف هش سال دیگه تموم میشه بعد از اون چی؟
- نه خانوم پونزده سال دیگه میشه
- عه میخوای دکترا بگیری؟ باریکلا باریکلا.... ولی هانیه جان هدف اصلیت باید درس خوندن باشه نه این که تنها هدفت درس خوندن باشه
- خب خانوم منم هدف اصلیم درس خوندنه دیگه
- عه؟ پس هدفای دیگه هم داری؟ ![]()
- خانوم من فعلن فقط میخوام درس بخونم
- باشه... ده سال دیگه میبینیمت هانیه خانــــــوم ![]()
فرزانه: خانوم ازش میپرسین هدف اصلیت چیه که دیگه نمیتونه بگه هدف اصلیم شوهر کردنه که ![]()
خانوم هاشمی نژاد:
خب البته فرزانه جان اگه تو همچین هدفی داری به ما ربطی نداره ها؟ راحت باش ![]()
بچه ها ده سال دیگه هانیه به نظرتون چجوری میشه؟
الهه: شیش تا بچه دوروبرشن ![]()
خانوم هاشمی نژاد: ای بابا ده سال دیگه شیش تا بچه؟ چه خبره بابا بچه دو تا سه تا نه دیگه شیش تا ![]()
من هی میگم سی سال دیگه حالا شما هی بیارینش اینورتر ![]()
...
کلاس زیست ما اینجوری میگذره... خیلی خوش میگذره ![]()
+ تازه امروز یکی از بچه ها گفت خانوم سی سال دیگه؟
... که بعدش کلی معلم اذیتش کرد و موضوع کشید به ژنتیک و این حرفا ![]()
برچسب:
نویسنده: مکسی
این بخش بهتون یاد میده که اگه استاد پا نداد چیکار کنین که اونم کم کم ....آره دیگه...
خب برین ادامه مطلب.
برچسب:
نویسنده: مکسی
![]()
کسی این عکسو یادش میاد؟
مال تابستون پارساله که از کلاسای طبقه ی دوم مدرسمون عکس گرفته بودم... تو وب قبلی هس هنوز
هیچی دیگه خواستم بگم این عکسی که میبینین الآن کلاس ماس ![]()
![]()
برچسب:
نویسنده: مکسی
معلم فیزیکمون داشت طرز استفاده از کولیس و ریزسنجو واسمون توضیح میداد...
گفت همین الآن گوش کنین که اگه یاد نگرفتین بیام بالاسرتون واستون توضیح بدم... اگه بخوام از اولش بیام پیش تک تکتون کل نه ماهو باید بمونیم رو کولیس و ریزسنج!
توضیحش که تموم شد گف فهمیدین؟
فاطیما گف نه خانوم من نفهمیدم
خانوم مبینی که داشت میرفت سمتش گف تو چی میگی؟ (تکیه کلامشه... خییییلی باحال میگه
)
وقتیم که رسید بالاسرش یکی شتررررققققق زد تو سرش و شرو کرد به توضیح دادن ولی انقد آروم حرف میزد که من نتونستم بقیشو بشنوم ![]()
برچسب:
نویسنده: مکسی